آرایه ادبی مبالغه
مبالغه
مبالغه آن است که گوینده چیزی را ادعا می کند که هم از دیدگاه عقل و خرد ممکن و شدنی است هم عادتاً در آزمونهای زندگی نمونه هایی دارد، مثلا کسی به یار و دوست عزیزش بگوید : من ان قدر به تو انس دارم به طوری که دیگر کسی را دوست ندارم و از دیدن خلق جهان ملول و بیزارم.
اگر چه ممکن است این شخص با افراد دیگری هم صحبت و انس داشته باشد می خواهد شدت انس و علاقه ی زیادش را به یارش بیان کند.
سعدی می گوید:
اندرون با تو چنان انس گرفته است مرا
که ملالم ز همه خلق جهان می آید
هر چند می دانیم که سعدی در سفر بوده و با مردم هم ارتباط داشته است .
مثال دیگر هم از او:
جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال
شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال
امکان عقلی و عرفی و عادتی وجود دارد که کسی از خیال یارش شب تا صبح بیدار باشد.
مثال دیگر:
امید هست که در عهد جود و انعامش
چنان شود که منادی کنند بر ســـایل
امکان دارد که در دوره ی کسی آن چنان بخشش و سخاوت به فقرا زیاد شود به طوری که به دنبال سایل و خواهنده بگردند که به او انعام دهند.
دیگر:
سرو ها دیدم در بـــاغ و تــأمـــــــــل کردم
قامتی نیست که چون تو به دلارایی هست
دیگر:
سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل
بیرون نمی توان کرد الا به روزگــــــــــاران